مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى
48
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)
الماهيه ، و اما اذا اختلفت فلا بد من برهان آخر و لم اظفر به الى الان . اول كسى كه قائل به اعتبارى بودن وجود شده است ، و سپس از اين راى فائل به تاصل وجود عدول كرده است . و اول كسى كه قائل به اعتباريت وجود شده و آن را امر انتزاعى و مجرد مفهوم عام دانسته و تحقق آن را در اعيان انكار كرده است ، شيخ اشراق بوده است و پس از وى ديگران از او متابعت كرده اند ، چنان كه صدرالمتالهين افاده فرموده است . بديهى است كه حرف باطل به كثرت قائل ، حق نمى گردد چنان كه كلام حق به قلت قائل باطل نمى شود . پيش از سهروردى احدى بدين راى فائل تفوه نكرده است . بلكه از قديم الدهر قول به اصالت وجود و تحقق آن ، در اعيان مسلم و محقق بوده است . اطباق عرفاء شامخ و اجماع حكماء راسخ بر اين اصل قويم است ، بلكه اصالت آن به وحدت شخصيه وى كه به تعبير بعضى از مشايخ ما رضوان الله عليه توحيد اسلامى است دين اسطوانه هاى علوم و معارف بوده است و متاخرين از مشاء قائل به اصالت وجود و حقائق متباينه در موجودات شده اند چنان كه ابوحامد تركه در اول قواعد و صائن الدين ابن تركه در تمهيد القواعد شرح آن افاده فرموده اند كه در آينده عباراتشان را نقل خواهيم كرد . مرحوم استاد ما جناب عارف متاله صمدانى حاج ميرزا مهدى آلهى قمشه اى مى فرمود : شيخ اشراق پس از شيخ رئيس به غير از تبديل و تعويض اصطلاحات ، مطلب تازه اى نياورده است . حقير گويد مطلب تازه اى كه شيخ اشراق آورده است ، ابداع همين شبهه واهيه است ، وانگهى ندانم كجا ديده ام در كتاب كه شيخ اشراق پس از ابداع شبهه ، مستبصر شده است و از اين راى اعتبارى عدول كرده است حتى قائل شده است كه النفس و مافوقها انيات صرفه و وجودات